تبلیغات

___ /??\___                        
'—O------O—'              >---> O

Nagi be yadam naboodi ! bebin too fekr to boodam mashin zad behem mordam

***

* ./۰۰\. *.
. * (‘_’) * .
* . ( : ) . *
. *( : )*

 

.ببین چه آدم برفی نازی درست کردم !با این که خیلی دوستش دارم ، مال تو

***

¤¤¤¤¤( )¤¤¤¤¤

این ساعت مچی من هست عقربه هاشو شکستم تانفهمم چندوقته ندیدمت

***

** /-/ * *
    * * /-/ * *
 * * /-/ * *

 

شب شده، نردبون گذاشتم بری سر جات بخوابی ماه من

***

__/ΓΠ\_ _
'-O----O-'

 
ازتنهایی حوصلت سرنره باش بازی کن ولی خرابش نکنی آآآآ

***

.-----------.
 /   .----._/
/   / ___/'''''''/
'._______./ole


   /""""".   /""""/
  /    "./        /
 /      /".      /
/___/  ".__/aze mani.

 

***

\Ω/     Ω
   ¥     <|>
   /\     / \   ©<-- <
  (1)     (2)     (3)

 

Miduni ina manish chie?

Yani:
1 = elahi
2 = man
3 = fadat sham!

 



یک شب خیال چشم تودیدیم به خواب

ز آن شب دگر، به چشم ندیدیم خواب را

* * * * * * * * * * * *


بر لبم کس خنده ای هرگز مدید الا مگر

در میان گریه بر احوال خود خندیده ام

 

* * * * * * * * * * * *


اگر دورم زدیدارت دلیل بی وفایی نیست
 وفا آن است که نامت را همیشه زیر لب دارم

 

* * * * * * * * * * * *

 

فریاد از آن نرگس مستی که تو داری

آه از دل بیگانه پرستی که تو داری

* * * * * * * * * * * *


تپیدن ، سوختن، در خاک و خون غلطیدن و مردن

بحمدالله که درد عاشقی تدبیرها دارد


* * * * * * * * * * * *


سراغ یار می پرسم به هر کس می رسم اما

به خود آهسته می گویم که یا رب بی خبر باشد

* * * * * * * * * * * *

 

رفت از نظر و، ز دل نرفت این غلط است

کز دل برود، هر آنکه از دیده برفت

 

* * * * * * * * * * * *

 

رفیق بی وفا را کمتر از دشمن نمی دانم

شوم قربان آن دشمن که بویی از وفا دارد

 

* * * * * * * * * * * *

 

شمع، گیرم که پس از کشتن پروانه گریست

قاتل از گریه بیجا گنهش پاک نشد

 

* * * * * * * * * * * *

خواهی که که غریق بحر عشاق شوی؟ 

مشنو، منگر، مگو، میندیش، مباش

 

* * * * * * * * * * * *

 

غم من بداند آن کس که رخ تو دیده باشد

و گرت ندیده باشد، ز کسی شنیده باشد


* * * * * * * * * * * *


ابر می بارد و می شوم از یار جدا

چون کنم دل به چنین روز ز دلدار جدا؟

ابر، باران و من و یار ستاده بوداع

من جدا گریه کنان ابر جدا ، یار جدا


* * * * * * * * * * * *

 

به ما گذشت نیک و بد، اما تو روزگار

فکری به حال خویش کن، این روزگار نیست

 

* * * * * * * * * * * *


ثبت نام عاشقان در دفتر دیوانگی است

حاصل این عاشقی از جان و تن بیگانگی است


* * * * * * * * * * * *


اگر در خواب میدیدم غم روز جدایی را

به دل هرگز نمی کردم خیال آشنایی را


* * * * * * * * * * * *

 

دوستت دارم و دانم که تویی دشمن جانم

از چه با دشمن جانم شده ام دوست ندانم

 

* * * * * * * * * * * *


یارا چه کرده ایم که از ما بریده ای

یا ما چه گفته ایم که از ما رمیده ای


* * * * * * * * * * * *


همی گویی غمش را در دل نگهدار

نصیحت گو! نمی گویی دلت کو؟


* * * * * * * * * * * *


کجایی ای رفیق نیمه راهم

که من در چاه شب های سیاهم

نمی بخشد کسی جز غم پناهم

نه تنها از تو نالم از خدا هم

* * * * * * * * * * * *


گفتم ار عاشق شوم، گاهی غمی خواهم کشید

من چه دانستم که بار عالمی خواهم کشید